ماوراءالطبیعه

تلاوت قرآن در حال خواب و اشراف نفس بر بدن

آیه الله حاج میرزا عبدالعلی تهرانی از فخرالدباء نقل نمودند که: مرحوم آیه الله آقای حاج شیخ عبدالنبی نوری؛در حال خواب به تلاوت قرآن مشغول می شد و اگر احیانا در برخی از آیات معطل می ماند از خواب برخاسته و قرآن را باز می کرد و همان موضع را که نتوانسته بوذ بخواند از رو می خواند و دوباره می خوابید و یا بیدار می ماند.

جدایی روح از بدنو تجرید نفس

آیه الله آقای اراکی فرمودند:آقای حاج میزاجواد آقای تهرانی نقل کردند کهمن بدون مقدمه گاهی در حال نماز متوجه جدایی روح از بدنم شده و خود را در کناری می بینم.

ارتباط اجنه با بعضی از علما برای انجام مراسم عقد

یکی از موثقین فرمود:پدرم از جد بزرگوارش حاج شیخ محمد طاهر نقل می کرد که گفت: شبی از نیمه شب گذشته بود که متوجه شدم درب منزل ما رامی زنند؛پشت درب رفتم و گفتم کیست؟ گفتند:مجلس عقدی داریم بفرمایید برویم. گفتم این موقعه شب وقت مجلس عقد رفتن نیست.و وسیله ای هم در اختیار ندارم. گفتند؛آقا! ما شما را پشت خود سوار می کنیم و می بریم. بالاخره راضی شده و به را افتادیم ؛وقتی به مجلس رسیدیم دیدم مجلس همانند مجلس انسانها نیست بالاخره هر طوری بود صیغه عقد را خواندم و پس از اتمام صیغه ؛ یک چاقو بخاطر خواندن خطبه عقد به من دادند و بازگشتم.  شخص مذکور می گفت :آن مجلس مربوط به جنیان بوده و عموی من اکنون زنده است و اظهار می کند که من آن چاقو را دیده ام.

زنده شدن مرده به عنایت حضرت ابوالفضل(ع)

یکی از موثقین از مرحوم آیه الله حاج شیخ مجتبی قزوینی نقل کرد که:به حرم مطهر حضرت ابوالفضل (ع) رفته بودم ؛عربی را دیدم که بچه ای روی دست گرفته و با مادرش شیون کنان به سوی حرم می شتافتند و می گفتند:یا ابوالفضل شفای این بچه مرده را از تو می خواهیم. من هم بالای سر مطهر به نماز مشغول شدم؛طولی نکشید که سرو صدا بلند شد من نماز را ترک کرده نزدیک رفتم؛بچه را زنده یافتم و متوجه شدم که حضرت ابوالفضل (ع) تفضل نموده و او را شفا داده است.

مشاهده جوانی نورانی در مسجد جمکران

شخص موثقی از یکی از اخیار به نام آقا شیخ اسماعیل سرخابی نقل فرمود:آیه الله آقای حاج میرزا حواد آقای ملکی تبریزی نقل فرمودند:عمو من با چند زن دیگر به مسجد جمکران می روند. وقتی که شب می شود دربهای را از پشت می بندند و چند سنگ پشت در می گذارند تا کسی نتواند وارد مسجد شود .چیزی نمی گزرد که ناگهان  می بینند که جوانی در مسجد مشغول نماز و مسجد را از وجود او روشن شده است آنها با دیدن این منظره از هوش می روند و صبح روز بعد که مردم جهت انجام نماز به مسجد می آیند با دربهای بسته شده از پشت مواجه می شوند چاره ای نمی بینند مگر آن که با نردبان وارد مسجد شوند؛پس از وارد شدن به مسجد و باز کردن دربها آنان را مشاهده می کنند که غش کرده اند و از هوش رفته اند.

/ 0 نظر / 13 بازدید