مطالبی در رابطه با شیطان

دوستان عزیز و گلم مطلبی که می خوام بزارم برگرفته از کتاب داستانهای شگفتی از شیطان  نوشته حیدر قنبری می باشه.با خوندن کتاب حس گردم می تونه مطالب خوب و جدیدی رو به شما دوستان بده.

خداوندا به تو پناه می برم از شر شیطان رانده شده

نام ها و صفات شیطان

۱-ابلیس: به معنای یاس و نا امیدی از رحمت خداوند است.لفظ ابلیس ۱۱ بار در قرآن آمده است.

۲-وسواس: به معنای وسوسه گر و وسوسه کننده است.

۳-خناس: به معنای پنهان و ناپیدی است .

۴-رجیم: به معنای سنگسار کردن و سنگسار شده است٬چون هم از دگاه الهی رانده شده و هم توسط فرشتگاه با شهاب ثاقب رانده شد و هم توسط حضرت ابراهیم و اسماعیل و هاجر رانده شده است.

۵-حارث: که قبلا اسم او در بهشت و در بین فرشتگاه حارث بود.

۶-عزازیل: از ماده عزیز و به معنای عزیز شده است٬ چون شیطان در بهشت در میان ملائکه خیلی محترم و عزیز بود.

۷-صاغر: به معنای پست و ذلیل.

۸و۹-مذئوم و مدموره: یعنی ذلیلانه و با خواری رانده شده.

۱۰-مذموم: سرزنش شده٬زیرا خداوند بعد از آنکه شیطان سجده نکرد او را سرزنش کرد.

۱۱-غَوی: یعنی راه حلاکت را درپیش گرفتن ٬نومید از رحمت خدا.

۱۲-عفریت: یعنی قوی ٬زیرک و گردن کش و خبیث؛ اگر جن خبیث باشد همان را شیطان گویند و یا اگر با داشتن خباثت و شرارت نیروی زیادی هم داشته باشد عفریت نامیده می شود.

۱۳ و۱۴- مارد  و  مرید: که معنی هر دو تقریبا یکی است و به معنی شیطان سرکش و متمرد.

۱۵-شیصبان: مرحوم علامه مجلسی می گوید: یکی از نامهای شیطان شیصبان است.و به بنی عباس هم بنو شیصبان می گویند؛ زیرا شیطان در نطفه بعضی از آنها رسوخ کرده بود.

۱۶ و ۱۷ و ۱۸ و ۱۹-ابومره و ابوخلاف و ابولُبَیْن و ابیض: که او مردم را به خشم می آورد.

۲۰-وهار: به خواب مومنان می آید و آنان را اذیت می کند.

۲۱-ابولُبَیْنی: یکی از دختران ابلیس ((لبینی))است و لقبی برای ابلیس است.

۲۲ و ۲۳-نائل و ابوالجان است.

کابینه و هیئت دولت شیطان

شیطان هم مانند شهروندان  کشورها رئیس جمهور٬ دولت و کابینه ای دارد. و کابینه او مرکب از بیست نفر است. کارهای خود را با کمک آنها انجام می دهد. برای هر کاری وزیری تعیین کرده ٬ به انحراف کشیدن مردم به آن کابینه سپرده است.افراد کابینه اش از فرزندان خود او هستند.در هر صبح و شام تخت خود را می گذارد و بران می نشیند ٬ افراد کابینه دورش جمع می شوند ٬ او هم دستورات لازم را به آنها می دهد٬ هرکس در پی ماموریت خود می رود

اسامی کابینه او از این قرار است:

۱-وَلْها  یا  ولهان: او مامور  طهارت و نماز و عبات است.او انسان را در طهارت و نماز وسوه می کند و به شک می اندازد  که این نماز باطل است .نمازدیگری  شروع کن ٬ وضوی تو ناقص بود دومرتبه تجدید کن.گاهی در سجده در بدن انسان چیزی می دمد ٬ بهطوری که انسان خیال می کند وضوی او باطل شده و مجبور شود دومرتبه وضو بگیرد.

۲- هَفاف: ماموریت دارد که در بیایان ها و صحرا ها انسان را اذیت کند و برای ترسانیدن او را به وهم و خیال  اندازد یا به شکل حیوانات گوناگون  به نظر انسان درآید.

۳-زلنبور(یارکتبور): که آن موکل بازاری ها است.لغویات و دروغ ٬ قسمدروغ و مدح کردن متاع را نزد آنها زینت می دهد.آنها هم برای این که جنس خود را به فروش رسانند آن اعمال را انجام می دهند.

۴-ثبر: در وقتی که مثیبتی به انسان وارد می شود ٬ صورت خراشیدن ٬ سیلی به خود زدن٬ یقه و لباس پاره کردن را برای انسان پسندیده جلوه می دهد.

۵-ابیض: انبیا را وسوسه می کند. یا مامور به خشم در اوردن انسان است و غضب را پیش او موجه جلوه می دهد و به وسیله آن خونها ریخته می شود.

۶-اعورا: کارش تحریک شهوات در مردان و زنان است و آنها را به حرکت در می آورد ! و انسان را وادار به زنا می کند.عور همان شیطانی است که برصیصای عابد را وسوسه کرد تا با دختری زنا کند و بعد او را به قتل رساند.

۷-داسم: همواره مراقب خانه هاست.وقتی انسان وارد خانه شود و سلام نکرد و نام خدا رو نگوید با او وارد خانه می شود و انقدر وسوسه می کند تا شرو فتنه ای ایجاد نماید.و اهل خانه را به جان هم می اندازد.هرگاه انسان وارد خانه شد و سلام نکرد و ناراحتی پیدا شد باید بگوید ( داسم٬ داسم٬ اعوذبالله منه )

۸-مطرش یا مشوط و یا وشوط: کار او پراکنده کردن دروغ و یا دروغهایی  که از خود جعل کرد و حقیقت ندارد است.

۹-قَنْذَر: او نظارت بر خانه افراد می کند هرکس چهل روز در خانه طنبور داشته باشد ٬ غیرت را از او برمیدارد ٬ به طوری که انسان در برابر ناموس خود بی تفاوت می شود.

۱۰-دهّار: ماموریت او آزار مومنان در خواب است.به طوری که انسان در خواب خوابهای وحشتناک می بیند و یا در خواب به شکل زنان نا محرم در می آید و انسان را وسوسه می کند تا او را محتلم کند.

۱۱-اقبض: وظیفه او تخم گذاری است.روزی سی عدد تخم می گذارد . ده عدد در مشرق ده عدد در مغرب و ده عدد در وسط زمین٬ از هر تخمی عده ای از شیاطین و عفریتها و غول ها و جن بیرون می آیند که تمام آنها دشم انسان اند.

۱۲-تمریح: امام صادق (ع) فرمود: برای ابلیس-در گمراه ساختن افراد- کمک کننده ای است به نام  (تمریح) ور در آغاز شب  بین مغرب و مشرق به وسوسه کردن٬ وقت مردم را پر می کند.

۱۳-قَزح: ابن کوا  از امیرالمومنین (ع) از قوس و قزح پرسید٬ حضرت فرمودند: قوس و قزح مگو؟! زیرا نام شیطان ((قزح)) است بلکه بگو  ((قوس اله و قوس الرحمن)).

۱۴-زوّال: مرحوم کلینی از عطیة بن المعزام روایت کرده که وی گفت: در خدمت حضرت صادق (ع) بودم و از مردانی که دارای مرض ((ابنه)) بوده و هستند یاد کردم. حضرت فرمودند:(( زوال )) پسر ابلیس با آنها مشارکت می کند و ایشان را مبتلا به آن مرض می شوند.

۱۵-لاقیس: او یکی از دختران شیطان است و کارش وادار کردن زنان به مساحقه و هم جنس بازی زنان است.او مساحقه را به زنان قوم لوط یاد داد . یعقوب بن جعفر می گوید: مردی از حضرت صادق (ع) از مساحقه بازی زن با زن دیگر پرسید : حضرت در حالی که تکیه کرده بود نشست و فرمود: زن زیر و زن رو- هردو ملعون اند. پس از آن فرمود: خدا بکشد((لاقیس)) دختر ابلیس را که چه عمل زشتی را برای زنها آورد.آن مرد گفت: این کار اهل عراق است؟ حضرت فرمود: سوگند به خدا که این عمل در زمان رسول خدا(ص) بود قبل از اینکه در عراق باشد.

۱۶-مُتکَوَّن: شکل خود را تغییر می دهد و خود را بصورت بزرگ و کوچک در می اورد و مرذدم را گول می زند و به این وسیله انان را وادار به گناه می کند.

۱۷-مُذَهّب: خود را بصورت های مختلفی در می اورد مگر به صورت پیغمبر و وصی او .مردم را به هر وسیله که بتواند گمراه می کند.

۱۸-خنزب: بین نمازگزار و نمازش حائل می شود.یعنی توجه قلب را از وی برطرف می کند.در خبر است که عثمان بن ابی العاص بن بشر در خدمت حضرت رسول(ص) عرض کرد: شیطان بین نماز و قرائت من حائل می شود-یعنی حضور قلب را از من می گیرد - حضرت جواب داد: نامش شیطان((خنزب))است. پس هر زمان از او ترسیدی به خدا پناه ببر.

۱۹-مِقلاص: موکل قمار است.قمار بازها همه به دستور او رفتار می کنند.به وسیله قمار و برد و باخت  اختلاف و دشمنی در میان آنها به وجود می آورد.

۲۰-طَرطَبه: یکی از دختران آن ملعون می باشد .کار او وادار کردن زنان به زنا است و هم جنس بازی را هم به آنان تلقین می کند.

پناه می برم به خدا از شر شیطان رانده شده

 

 

 

 چند داستان در رابطه با شیطان

شیطان اولین کسی که لواط داد

در بحار النوار ٬ روایتی از امام باقر(ع) نقل کرده که می فرماید: در زمان قوم لوط ٬ شیطان به صورت یک جوان زیبا روی به پیش قوم لوط رفت و از آنان خواست که با او لواط کنند(چون اگر شیطان نی خواست با آنان لواط کند٬قبول نمی کردند)  ایشان هم این عمل را با او انجام دادند و دیدند لذت بخش است٬ در نتیجه عمل شنیع لواط را یاد گرفتند و پس از ان در میان انها رایج شد .در اسلام مجازات برای لواط دهنده و لواط کننده سوزاند٬از کوه پرتاب کردن٬ زیر دیوار قرار دادن و دیوار را به رویش خراب کردن و با شمشیر گردن زدن است.

 

قضیه خناس فرزند شیطان

هنگامی که حضرت آدم و حوا با شیطان از بهشت بیرون آمده و به زمین آمدند٬ ابلیس یکی از فرزندانش را که اسمش خناس بود٬ وقتی که آدم به جایی رفته بود آورد  گذاشت پیش حوا و از او خواهش کرد مواظب او باشد تا ابلیس برگردد؛سپس خودش بیرون رفت.عد از او حضرت آدم آمد و از حوا پرسید این کیست؟ حوا گفت فرزند ابلیس است.ادم گفت چرا او را نگه داشتی مگر نمی دانی آنها دشمنان ما هستند؟! پس او را کشت و چهار قسمت کرد و هر قسمتی را در بالای کوهی گذاشت.دوباره وقتی ادم جایی رفت شیطان امد پیش حوا و جویای حال خناس شد .حوا قضیه را شرح داد.ابلیس خناس را صدا زد ٬ فورا در انجا حاضر شد .سپس شیطان رفت ٬آدم امد دید باز خناس زنده در انجا است .قضیه را از حوا پرسید و حوا توضیح داد.اینبار آدم او را کشت و سوزاند و خاکسترش را به آب داد.باز  به جایی رفت و شیطان امد دید خناس نیست٬ از حوا پرسید و او هم قضیه را تعریف کرد .باز شیطان خناس را صدا زد و زنده در انجا حاضر شد.این بار نیز آدم آمد دید خناس زنده در انجا است بسیار غضبناک شد و او را کشت و سوزاند و خاکسترش را خورد.باز شیطان امد دید خناس نیست و حوا برایش تعریف کرد.شیطان خناس را صدا زد و گفت کجایی؟ او جواب داد در سینه آدم هستم.شیطان گفت :خوب جایی هستی همانجا بمان و از انجا تکان نخور٬ که مقصود من همین بود و به او ماموریت داد تا هنگامی که زنده است آدم و نسل آدم را وسوسه کند .

 

کشتی گرفتن شیطان و حضرت علی(ع)

از امام محمد باقر(ع) روایت شده که: وقتی حضرت علی(ع) ابلیس را به در خانه خود به صورت پیرمردی ایستاده دید او را گرفته  بر زمین زد و بر سینه اش نشست ابلی عرض کرد:برخیز تا تو را بشارتی دهم.آن حضرت برخاست و فرمود: آن بشارت کدام است: آن ملعون گفت که: چون روز قیامت شود فرزندت اما حسن(ع) به طرف راست عرش می ایستد و فرزند دیگرت امام حسین (ع) به طرف چپ و برات آزادی از آتش جهنم را به شیعیان تو می دهند پس عرض کرد که:یکبار دیگر با تو کشتی بگیرم٬پس حضرت دوباره او را به زمین زد .بازگفت برخیز تا تو را بشارتی دیگر دهم.حضرت برخاست و فرمود:آن بشارت کدام است؟ گفت چون خدا آدم را آفرید و ذریه او را مانند ذر بیرون آورد میثاق محمد(ص) و تو را از بنی آدم گرفت٬ من دوستان تو را می شناسم و دشمان تو را نیز می شناسم.پس عرض کرد: یا علی ! می خواهم یکبار دیگر با تو کشتی بگیرم.حضرت ایندفعه نیز او را بر زمین زد .شیطان باز عرض کرد: برخیز تا تو را بشارتی دهم .فرمود:آن بشارت چیست؟ گفت:هیچ کس تو را دشمن نمی دارد الا آنکه من او را فریب داده و او را گمراه کنم.

دوستای عزیزم تمامی مطالب از کتاب مزبور نقل قول شده است پس راست و یا اشتباهات اون پای عمو نزارید.

/ 0 نظر / 11 بازدید