قسمتی از کتاب مسئولیت شیعه بودن (دکتر علی شریعتی)

مذهب در خدمت مذهب:

         هنر برای هنر ؛علم برای علم  و مذهب برای مذهب  و همچنان که هنر برای هنر ؛تجلیل از هنر می ماند و علم برای علم تجلیل از علم و به خدمت انسان گماردن هنر و علم تحقیر هنر و علم می نماید؛مذهب برای مذهب نیز اصالت دادن به مذهب می شود و به خدمت کمال انسانی در آمدنش ؛وسیله کردن مذهب و تحقیرش است!!!

        اما در چنینی تجلیلی عامیانه یا عوامفریبانه و در زیر این جلال دروغین حقیقت و حیات  مذهب منجمدو تعطیل می شود همچنانکه حقیقت و حیات هنر و علم.

        این است که امروز می بینیم مذهب شعائر مذهبی ؛مراسم دینی عبادات ؛سنتها و حتی مخارج ابراز احساسات مذهبی ـدر اسلام ؛ مسیحیت ... بیشتر از گذشته است مسجد پیامبر را مقایسه کنید با مساجدی که هریک شاهکاری از هنر و ذوق و نبوغ و طلا و سرمایهاست. ایت تجلیل از مسجد است ؛اما خالی کردن مسجد از محتوی.

        مذهب به خاطر مذهب ؛نماز به خاطر نماز ؛روزه بخاطر روزه ؛حب علی بخاطر حب علی؛قرآن بخاطر قرآن ... یعنی علی و قرآن و روزه و نماز و تشیع اسلام را تجلیل کردن؛اما از مصرف انداختن. یعنی آنچه را که وسیله نجات است در تاقچه و قاب طلائی گذاشتن و هی در برابرش خم و راست شدن و تعظیم و تجلیل و سجده کردن؛بی آنکه هیچ دردی دوا شود .این است مذهب برای مذهب.

 

 

دکتر شریعتی به همراه همسر گرامشون خانم پوران شریعت مداری 

 

 

 

مذهب یعنی راه :

 

         مذهب و تمامی اصطلاحات مشابهی که احساس دینی را در فرهنگ اسلامی و ابراهیمی نشان می دهدـبرخلاف اصطلاح مشابهش در لاتین -به مفهموم راه است.

 

         سلک؛راههای پیچ و خمدار کوهستانی است -مثل شانتیه.طریقت راهی است از منطقه ای به منطقه ای ؛مثل راههای سفر.شریعت راه آب است؛راهی که از کنار بلند رودخانه پائین می آید تا سطح آب؛تابرداشتن آب ممکن گردد و دست تشنهنیازمندی که در طلب آب آمده است به آب برسد.جالب است که صفت پیغمبر:شارع ؛ وحتی احکام و قوانین و آورده های پیغمبر نیز شرع نامیده می شود. صراط در لغت-بمعنی اولیه اش-راهی است که به معبد می رود.مذهب نیز از  ذهب  بمعنی رفتن است ؛یعنی راه و روش راه فتن ؛دین نیز یکی از معانیش راه است.امت که جامعه اسلامی است از ریشه   ام به معنی آهنگ و راه است. امامت نیز همریشه امت است.و به معنی راهنمونی و راهبری است و عبادت بمعنی هموار شدن و هموار کردن راه است(عبدالطریق) ؛حج به معنی آهنگ و قصد جائی کردن است و طواف برگرد محوری در حرکت کردن. و سعی از نقطه ای به نقطه ای در کوشش برای یافتن مطلوب؛دیویدن است  وسبیل؛مطلقا به معنی راه است .

        می بینیم اصطلاحات رایجی که ساسی ترین مبانی اسلامی را بیان می کند و حتی اصطلاحاتی که برخود دین اطلاق می شود در فرهنگ نخستین اسلام؛همه به معنی راه و حرکت در راه است و این فلسفخ مذهب و همه اعقاید و اعمالی را که مذهب مطرح می کند نشان می دهد. راه یعنی وسیله ای که باید از آن عبور کرد و به مقصدی رسید ؛نه اینکه در راه ایستاد و به تجلیل های بیحقیقت و بی هدف پرداخت.که این بدان می ماند که از راه نه بعنوان وسیله ای برای رسید ن به مقصود و مقصدی ؛بله برای نفس راه استفاده کنیم و به تزئین کردن و چراغانی کرد و آراستنش بپردازیم.این؛یعنی راه برای راه؛یعنی رفتن نه برای رسیدن ؛بلکه برای قدم زدن؛بیهدف؛بی دلیل بینتیجه  و اگر تمام عمرمان را در راه باشیم اما در ان بایستیم و یا قدم بزنیم و به رفتن و رسیدن نیندیشیم ؛یک گام هم راه به جایی نمی بریم .همچنانکه نبرده ایم و اینم است معنی سخن علی وار علی  ؛ که:آنها که بی دانش و نا آگاه عبادت می کنند همچون خر گردنده خراس اند؛راه میپیمایند و به جایی نمی رسند صبح تا شام در حرکتند و در راه اما در پایان راه بهمان نقطه میرسند که آغاز کرده بودند. معنی عیادت برای عبادت ؛مذهب برای مذهب و راه برای راه این است.

        راه نه برای راه بلکه برای رسیدن به هدف و مذاهب نه برای مذهب بلکه راهی بسوی هدف است.اما امروز مذهب را برای مذهب است که ارج دارد و این است اعتقاد به مذهب از معتقد به ان مذهب سلب مسئولیت می کند .

 

 

 

 

 

 

آخرین تصویر که از دکتر گرفته شده است

 

دکتر شریعتی به همراه همسرشون خانم پوران شریعت مداری 

 

/ 0 نظر / 15 بازدید