باز هم گرسنگی

نمی دونم چرا وقتی کم میارم برای نوشتن گرسنگی میاد تو ذهنم.

بس که این موضوع وسیعهو وحشتناک هر چقدر هم که نوشته شه ازش به جاییش بر نمی خوره.اونی که مطلب و عکسهای مربوط گرسنگی رو که می بینه شاید برای چند دقیقه فکرشو مشقول کنه  فقط همین و همین شاید هم موقعه ای که از کنار یکی از این گدا نما ها می گزره ته جیبشو برای اونها بتکونه اما خیلی زود از تو ذهن بیرون میاد .باز هم یه چند تا عکس دیدم که تو همون چند دقیقه مشغول کردن مخم شروع به نوشتن کردم گفتم تا به قولی از تب و تاب نیفتاده برام بنویسم.همین الان برای شام خوردن صدام کردن عجب برنامه ای شده از گرسنگی می نویسم اما دلم برای درشت لقمه زدن داره کنسرت اجرا می کنه.اما خدا وکیلی به عکسها که نگاه می کنه می خواد بترکه مخصوصا عکس اولی که خیلی وقت پیش دیده بودمش قبل از اینکه وبلاگی داشته باشم و تا مدتها فکرمو شغول خودش کرده بود بس که عکسش دلگیره نمی دونم چی بگم

عدالت تو این دنیا کجاست؟؟؟؟

والا یاد روزه گرفتنهام افتادم که اگر گرسنگیی هم بوده برای من ولی وعده دادن به معده برای افطاری هم بود اما این بیچاره ها چی . با این وجود یه کشوری مثل آمریکا(قصد جبهه گیری نصبت به کشوری رو ندارم اشاره فقط به واقعییاته) سالانه چندین هزار تن البته اینطور شنیدم چندین هزار تن گندم رو برای پایین نیامدن قیمت گندم به دریا می ریزه اما با قیمت کمتر به کشوری مثل کشورهای آفریقایی نمی فروشه.آدم می خواد بگه چقدر مردمان شیطان صفتی ولی فکر که می کنم می گم پس نفس چی همه چیزو که نمی شه گردن شیطون انداخت(کارمون به جایی رسیده که وکالت شیطون هم به عهده می گیریم)برای سود بیشتر مرگ بیشتر طلب می کنیم.

چی بگم که نگفتنم بهتره چون خودم هم فقط می گم اما عمل هیچ٬ منی که ادعا می کنم بچه شیعه هستم شیعه ای که به قول دکتر شریعتی به اصلات عمل تکیه داره نه حرف ، والا اگر حضرت امیر بود فکر کنم اگر این نوشته رو می خواند همچین می زاشت تو دهنم که دیگه از این حرفهای یا مفت از دهنم بیرون نیاد .اخه حرف که نشد کار منی که دارم می نویسم الان وقتی تمومشه می زنم تو گوش دوتا دیگ خداییش خنده داره دیگه .اما خودم به شخصه می خوام سعیمو بکنم که تو این زمینه به عمل خودمو نزدیک تر کنم تا حرف .خدا کنه اونهایی هم که این مطالبو خوندن و تصاویر رو دیدن لااقر برای یکبار هم که شده یه حرکتی برای از بین رفتن گرسنگی در جایی بکنن که ما پیش خودمون بگیم نوشتمون یه کارایی کرد برامون تا شرمنده این صفحه کیبرد نشیم که برای تایپ این متن هی کوبیدیم روی سرش و آخرش هیچ.دیگه جواب نمی ده فکرم که چیزی بنویسم آخه شرایط بدی برای نوشتن دارم از گرسنگی می گم و دلم پیش یه دبگ غذا گیره.چیزی نگم بهتره.

/ 1 نظر / 10 بازدید
زیبااتحادی

سلام خ قشنگ بود یه کم تو املای کلمات دقت کن[چشمک]