اعتیاد

باز هم دردی ورنجی و عذابی٬ عذابی که خودمون می سازیمش .برای انسانها دامهای زیادی وجود دارن که شخصیت انسانبودن اون رو از بین ببرن و آدم را به هیچ بند کنند اما خد کننده ترین اون اعتاده٬ این مرض و درد همیشه یا به عبارتی معمولا کسایی رو به چنگ میاره که تو یک زمینه  زبون زد خاص و عام بوده اند ٬یا زیبایی ٬ یا درس٬یا قدرت٬ یا کار٬ یا ثروت  و وقتی که بدستشون بیاره تا کف جوب می کــــششون .کاری می کنه که برادرشون مهرشو از اونــها  می برره . خود من به شخصه بر عکس دیگران وقتی معتادی رو می بینم بجای اینکه ازشون بدم بیاد به مولا قسم یک دلسوزی خاصی نسبت به اونها حس می کنم چون می دونم اونها هم زمانی کسی بوده اند .خود ما ها وقتی کسی با ما با لحن نا خوش آیندی بخواد حرف بزنه بطرز دیونه واری ناراحت می شیم .حالا فکرشو بکنید شخصیتی که زمانی برای خودش برو بیایی داشته حرفهایی می شنوه و حرکاتی رو می بینه که یک انسان با سگ اون برخورد رو نمی کنه ٬ واقعا عذاب آوره  واقعا عذا بآوره . جان مولا اگر معتادی رو دیدید ایتدا به این فکر کنید که اون در ابتدا چطوری آدمی بوده و اون رو با شخصیت اولیه اش ببینید.این خودش به شما کمک می کنه که بتونید بهتر درکش کنید و کمک حالش باشید نه اینکه شما هم غمی بشید روی کوله ای از غمها.

/ 0 نظر / 9 بازدید